الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
26
تفسير تطبيقى (فارسى)
امرى ممكن نيست كه تمام مراتب و سطوح قرآن به طور مستقل درك شود و حتى خود عمر كه اين نظريه را طرح كرد نتوانست تكواژههاى قرآن مانند « ابّا » ( در آيه 31 سوره عبس ) و « تخوّف » ( در آيه 47 سوره نحل ) را معنا كند . « 1 » ارزيابى ديدگاه دوم كسانى كه در دايره ديدگاه دوم قرار مىگيرند چند طيفاند : الف ) جمعى از تابعين : عمده دليل افرادى از تابعين كه به تفسير تن نمىدادند اين است : تفسير گواهى بر مراد خداست و ممكن است آنچه ما مىفهميم خدا اراده نكرده باشد و ازاينرو مرتكب كار حرامى شويم . « 2 » ليكن اين حزم و احتياط ( كه به قول « شاطبى » صحابه به آن ( احتياط ) سزاوارترند با آنكه مىدانيم آنان ، قرآن را تفسير مىكردند ) ، « 3 » محروميت از درك معارف قرآن است و دليلى استوار هم بر آن نمىشناسيم ( جز ظاهر برخى از آيات و روايات كه بعدا بحث خواهد شد ) . البته شايد با توجه به سطح درك آنان و نيز نيازهاى محدود آن عصر كه نياز چندانى براى تفسير ايجاب نمىكرد اين نوع تلقى از آنان قابل توجيه باشد . « 4 » ب ) طيف ديگر جمعى از اهل سنتاند كه با استناد به روايات تفسير به رأى مىگويند : تفسير تنها بايد از آنچه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و صحابهاى كه شاهد نزول آيات بوده و تابعينى كه از آنان فرا گرفتهاند ، مستند شود چون پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده است : « هركس قرآن را با رأى خود تفسير كند جايگاه او در آتش است » . « 5 » آنان بر اين باورند هر آنچه را كه پيامبر خدا نيز تفسير كردهاند تنها به تعليم جبرئيل بوده
--> ( 1 ) . شرح السنة ، ج 1 ، ص 265 ؛ شاطبى ، الموافقات ، ج 2 ، ص 87 ، 88 ( 2 ) . ر . ك : جامع البيان ، ج 1 ، ص 39 . ( 3 ) . به نقل از محاسن التأويل ، ج 1 ، ص 165 . ( 4 ) . از همين رو گفتهاند تفسير در عصر تابعين به طور كامل از حدود تفسير اثرى و نقلى ( كه نشانه بارز تفسير در عصر صحابه است ) بيرون نرفت و قرآن بر اساس حديث و اثر تفسير مىشد . ر . ك : سيد محمد باقر حجتى ، سه مقاله در تاريخ تفسير و نحو ، ص 69 و نيز ، عقيقى بخشايشى ، طبقات مفسران شيعه ، ج 1 . ( 5 ) . درباره روايات نهى از تفسير به رأى بحث خواهيم كرد .